27
-
تاریخ: 1395/11/12 ساعت: 16:53
سلام .میدونم که همه این چند روز خیلی ناراحت بودین برای پلاسکو...ولی کاری از دستمون برنمیاد واقعا ..جز دعا برای بقیه...دعا برای خانوادشون ...و صبر برای خانوادشون..خیلی سخته خیلی..برای خانواده آتش نشانها..برای مغازه دارای اونجا که بیچاره ها همه سرمایشون هم از دست دادن...خدایا حکمتت چیه که ما نمیفهمیم....
28
-
تاریخ: 1395/11/12 ساعت: 16:53
نتیجه مصاحبه اومد...قبول نشد ..به همین راحتی امیدمون نا امید شوو..خدایا خوشت میاد هی امیدوارمون کنی هی نا امیدمون...واقعا چه جوری نمیبینی مارو..
29
-
تاریخ: 1395/11/12 ساعت: 16:53
سلااامسه شنبه بعد نوشتن پستم رفتم خونه مامانم ...میوه و شیرینی و چیدم ...مهمونا اومدن یه ذره بزن برقص کردیم و پذیرایی..قرعه کشی شد افتاد به اسم خواهرم البته خودش نبود ...کلی خوشحال شدم چون میخاست ماشین بخره به پول نیاز داره ...هیچی دیگه دوباره زدیم و رقصیدیم و بعدش اومدیم خونه خیلی خسته بودم و نارا...
30
-
تاریخ: 1395/11/12 ساعت: 16:53
سلااام...نمیتونم افکارمو جمع کنم برا نوشتن ولی نمیخاستم فاصله بیفته بین نوشته هام..هورمونام زده بالا افسردگی دارم در حد تیم ملی...آی فیلم داره خانه سبز نشون میده...خسرو شکیبایی خدا بیامرزتشون...زندگی چقدر بی ارزشه...دیروز دوستم اومد اینجا با دختر کوچولوش ..ناهار ماکارونی و سالاد اندونزی درست کرد...
31
-
تاریخ: 1395/11/12 ساعت: 16:53
سلام...دیروز حال دلم بد بووود...دست و دلم به کاری نمیرفت ...غذا هم داشتیم پس فقط خودمو لش کردم جلوی تی وی...شهریار بهم پیام داد و من در جوابش خیلی خشک حرف زدم گفت چرا اینجوری گفتم حالم خوب نیست خستتتم...بگذریم ..رفتم پست آبگینه جونو خوندم دوباره امید وار شدم...نماز خوندمو سوره واقعه..ایشالله هر کی خ...
جو
-
تاریخ: 1395/11/12 ساعت: 16:53
از دیروز جو گرفتتم ول کنمم نیست ...یعنی از دیشب تا الان بالای 10 تا عود روشن کردم صبح که 3 تا 3 تا روشن میکردم الان تو خونه پر از دود کم کم دارم بیحال میشم ...انواع عود هارو با هم روشن کردم.. دیگه ننوشتم حلالم کنید امکان خفگی وجود داره..خواستم بگم جو چیزه خوبی نیست مواظب باشید نگیرتتون...مواظب باشید