خرید بک لینک

درباره سایت

خدایا به امید تو

امکانات وب

مینوسم هر روز امروزو بد شروع کردم اولش که یه ایمیل اومد که شما اون کاری که میخاستین نگرفتیم شمارو عوضی ها به درک بعدش کلی نوشتم اینجا انتشار و زدم پرید به درک کمتر مینویسم ولی دوباره مینویسم نمیدونادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرین سلیمانی تاريخ: شنبه 6 بهمن 1397 ساعت: 4:32

سلام یلداتون مبارک ما فردا شب برنامه یلدا داریم یه جشن هست که ایرانیای اینجا میگیرن و من تا حالا شرکت نکردم این دفعه میرم ببینم چه خبره شایدم شبش رفتیم دیسکو برقصیم خدارو شکر ایران نیستیم مجبور بودیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرین سلیمانی تاريخ: شنبه 6 بهمن 1397 ساعت: 4:32

سلام تعطیلات ما هم تموم شد تو این مدت یه مسافرت سه روزه رفتیم و کلی مهمانی رفتیم و دادیم سرم شلوغ بود نمیشد بنویسم یه مار یه هفته ای هم رفتم پیش دوستم دیدم نمیتونم پیچوندم کارش سخت بود برام از توانادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرین سلیمانی تاريخ: شنبه 6 بهمن 1397 ساعت: 4:32

سلامی چو بوی خوش آشنایی... 1-اقا من یادم میرم عکس بگیرم بذارم اینستا وقتی به خودم میاد که همه چی تموم شدست ...دیروز موهییتو درست کردم انقدر خوب شد دقیقا مثل کافی شاپ که میریم میخوریم یادم رفت عکس بگیرم این دفعه میگیرم با دستورش میذارم... 2- دیروز کلاس زومبا رفتم ...هاهاهاهاها...انقدر خندیدم...مربی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرین سلیمانی تاريخ: پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 0:31

ساعت 10/10 شب هست..شهریار تو اتاق داره کارشو انجام میده صبح به کارام رسیدم و بعد از ظهر رفتم اپیلاسیون از اون طرف هم رفتم به خواهرزاده بزرگه سر زدم...گناه داره بیچاره تک و تنها خونه نشسته بود داشت کتاب میخوند ...خدایا بهت التماس میکنم به پدر مادرایی که لیاقت ندارن بچه نده که اینجوری آواره و اذیتش کنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرین سلیمانی تاريخ: پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 0:31

1-در عین حالی که کار ندارم نمیدونم چرا به هیچ کارم نمیرسم... 2- همیشه با باد صبا اذان صبح و میذارم الان حدود 2 ماهه و با صدای اذان از خواب بیدار میشم و بعد دوباره میخابم تو این دو ماه 2 بار بیدار شدم...نماز صبح و دوست دارم ولی وضو صبح و دوست ندارم ..اگه میشد بدون وضو نماز خوند من همه نمازای صبح و میادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرین سلیمانی تاريخ: پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 0:31

این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

رمز عبور:

برچسب: نویسنده: آرین سلیمانی تاريخ: يکشنبه 25 تير 1396 ساعت: 16:45

سهشنبه 20 تیر 1396 @ 18:32 ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرین سلیمانی تاريخ: يکشنبه 25 تير 1396 ساعت: 16:45

لپ تاپ باز کردن و نوشتن برام سخته و خیلی تنبلیم میاد از طرفی دوست دارم که بنویسم و هر روزم یه پست بذارم میخام تصمیمی بگیرم تو اینستا پست بذارم ...هر روز یا یه روز در میون ...بهتره؟؟ کسی هست که اینجارو بخونه و ادرس اینستارو بخاد؟ از فردا شاید هم امروز شروع میکنم... باشد که موفق باشم.... اینجا هم هر ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرین سلیمانی تاريخ: يکشنبه 25 تير 1396 ساعت: 16:45

صبح جمعتون بخیر و خوشی....... من دیروز که پست گذاشتم گفتم الان همه میاااااان هی آدرس اینستا میخان .. از دیروز هی سر میزنم دریغااااا.... میخام برم خونه مادر شوهر ناهار ..خواهر شوهرا هم هستن...کی میریم از اینجا و از مهمانی رفتن را حت میشیم.... شهریار تو اتاق دیگست ..تازه از خواب بیدار شدم.. یه گوشوارهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرین سلیمانی تاريخ: يکشنبه 25 تير 1396 ساعت: 16:45

ساعت 12/40 شب هست...یه ذره آشپزخانه و ردیف کردم دیگه ظرفا رو نشستم بمونه برا فردا...شهریار تو اتاق بغلی خوابه حدود 1 ماهه که اتاقامون جدا شده شایدم بیشتر از یک ماه... من عادت دارم پنکه روشن میکنم شبا و شهریار حساسیت فوق العاده داره به پنکه اولش خواهری اینجا بود اتاقامون جدا شد و من و خواهری پیش هم مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرین سلیمانی تاريخ: يکشنبه 25 تير 1396 ساعت: 16:45

سلام صبح همگی بخیر...شنبه هارو دوست دارم ...همیشه شنبه ها برنامه ریزی میکنم درسته که بیشتر وقتا انجام نمیدمشون ولی همیشه با امید برنامه ریزی میکنم و میگم این دفعه فرق داره این دفعه انجامش میدم... امروز هم همین ... برنامه ریزی میکنم و به امید خدا انجامش میدم.. .اووووف گوشیم خر شده هی خاموش میشه... ازادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرین سلیمانی تاريخ: يکشنبه 25 تير 1396 ساعت: 16:45

من هر بار تصمیم به نوشتن گرفتم ابرو ماه و خورشید و قلک در کار اومدن که من ننویسم...

عموم فوت کرد یه هفته کلا اونجا بودیم..

بعدشم گردالوی من ختنه کرد خواهرم نمیذاشت بیام خونه میگفت بچه گریه میکنم تنهایی نمیتونم...

الان کلی خستم..

برچسب: نویسنده: آرین سلیمانی تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 14:45

سلااام....خیلی وقته ننوشتم ...کلی اینجا خاک گرفتست...هی گفتم صبر کنم با خبرای خوب بیام هی گفتم باشه فردا با خبرای خوب بیام گفتم بشه هفته بعد با خبرای خوب بیام ولی نشد نشد که بشه..... حال دلم خرابه خرابه.... ولی نمیخام صحبت کنم نه اینکه دوست نداشته باشم بگم نه دوست دارم بگم ولی انرزیشو ندارم واقعا..ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرین سلیمانی تاريخ: شنبه 3 تير 1396 ساعت: 6:11

موهامو صاف کردم...ایییییششششششششششش....انقدر بد شدم اصلا بهم نمیاد ....شبیه پسرا شدم...سبیل بذارم تمومه میتونم برم خاستگاری... تولد خواهرزادم بود شب نرفتم حوصله نداشتم شمارمو عوض کردم و به کسی ندادم مامانم به شهریار زنگید گفتم بگونمیایم.. زدم به سیم اخر ...دیگه نمیخام به ناراحتی کسی فکر کنم ...مگه اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرین سلیمانی تاريخ: شنبه 3 تير 1396 ساعت: 6:11

صفحه بندی